جری ادواردز، دارای درجه دکترا در دانشگاه فلوریدای جنوبی میگوید:
برخی از مردم فکر میکنند که همهی برنامههای آموزشی مغز عملکرد یکسانی دارند. انباشتن همهی آموزشهای مغز در کنار هم، مانند تلاش برای تعیین تأثیر آنتیبیوتیکها با نگاه به همهی قرصها، از جمله قرص قند و مکملهای غذایی است. شما میفهمید که برخی از آنها مؤثر هستند و برخی نه. آنگاه نتیجه میگیرید که آموزشهای ذهنی مؤثر نیستند؛ یا اینکه بر اساس تحلیلهای ناقص، مؤثر بودنشان هنوز اثبات نشده است.
ادواردز به دلیل نبود پژوهشهای هدفمند، به مطالعاتی که بر تأثیر یک تمرین ذهنی خاص، سرعت پردازش یا میدان دید مفید تمرکز دارند، نگاهی داشته است. ادوارد و تیم او، یک بازنگری سیستماتیک و تحلیلی از بیش از ۵۰ مقالهی پژوهشی در مورد تمرین سرعت پردازش انجام دادند.
ادواردز و تیمش علاوه بر این تحلیل، یافتههایشان از پژوهشی دیگر در مورد آموزش شناختی برای افراد مسن مستقل منتشر کردند. این مطالعه نشان داد که افراد بزرگسال مسنتر با تکمیل ۱۱ بخش از این تکنیک آموزش مغز، تا ۴۸ درصد ریسک زوال مغزی را در طی ۱۰ سال کاهش دادهاند. ادواردز اظهار میکند که با تکمیل هر بخش از آموزش سرعت پردازش، ریسک زوال عقلی تا ۸ درصد کاهش مییابد.
به گفتهی ادواردز، این تمرین بسیار خاص برای بهبود سرعت و دقت توجه بصری یا سرعت ذهنی افراد طراحی شده است. برای مثال، در طول انجام یک کار مشخص، فرد باید شیء (مثلا یک ماشین یا کامیون) را در مرکز صفحه شناسایی کند و همزمان، هدف (مثلا یک ماشین دیگر) را در دید محیطی خود دنبال کند. هر چقدر افراد این تمرین را بیشتر تکرار میکردند، زمان تشخیص هدف در دید محیطی، حتی با وجود سختتر شدن تشخیص آن، کمتر میشد. در تمرینهای سختتر، هدف محیطی با اشیاء دیگر احاطه میشد و شخص باید برای متمرکز ماندن، بیشتر تلاش میکرد.
افرادی که تمرینهای سرعت پردازش را کامل کرده بودند، بهبود عملکرد در استاندارد شناختی (توجه)، رفتار (علائم افسردگی، کنترل)، کاربردی (کیفیت سلامتی در زندگی، عملکرد) و ابعاد در زندگی واقعی (رانندگی، هزینههای مراقبتهای بهداشتی) را تجربه کردند.
ادرواردز اشاره میکند که پژوهش سرعت پردازش روی رانندگی بهعنوان نمونهای از فعالیتهای هرروزه متمرکز است. مطالعات نشان دادهاند که تمرینهای سرعت پردازش به بهبود زمان واکنش منجر شده و حرکات خطرناک را تا ۳۶ درصد کاهش داده است. علاوه بر این، افرادی که رانندگی را کاملا کنار گذاشتند، به میزان ۴۰ درصد کمتر شده بود و آنها به میزان ۴۸ درصد کمتر در تصادفات بهعنوان مقصر شناخته شده بودند. ادواردز از شواهد فوق چنین نتیجهگیری کرد:
برخی از تمرینات ذهنی مؤثر هستند؛ اما نه همهی آنها. مردم باید به دنبال تمرینهایی باشند که توسط مطالعات مستمر تأیید شده است. تحلیل این مورد خاص از تمرین ذهنی سرعت پردازش، نشان داد که این تمرین میتواند عملکرد مردم در فعالیتهای روزانهشان را بهبود بخشد.
در این مطالعه، ۲۸۳۲ نفر با سن بین ۶۵ تا ۹۴ سال شرکت داشتند. ۷۴ درصد آنها سفیدپوست و ۲۶ درصد آفریقایی-آمریکایی بودند. با وجود اینکه ادواردز میگوید این مطالعه بازنمود کل جامعهی ایالات متحده نیست؛ اما این نخستین پژوهش بزرگمقیاس در بررسی تأثیرات آموزشهای ذهنی بر پیشگیری از اختلالات شناختی در زندگی روزمره است.
مشاهده پست مشابه :
حكومت تركيه